تبلیغات
وبلاگ کانون ها و انجمن های دانشکده کشاورزی خلیج فارس - شعر زیبا
وبلاگ کانون ها و انجمن های دانشکده کشاورزی خلیج فارس
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 دی 1390 توسط کانون آی تی | نظرات ()


مطلب به روز شد!!!!در قسمت ادامه مطلب11111:


شعری زیبا از حمید مصدق وپاسخ زیبای فروغ فرخزاد به آن:


سیب

 

تـــــوبــه مـــن خندیدی ونمیدانستی

 

مـــن به چه دلهره از باغـــچه همســـایه

 

ســــیب رادزدیدم!

 

باغبــــان ازپی مــــن تنددوید

 

ســــیب دندان زده را دست تودید

 

غضب آلــــود به من کردنـــگاه

 

ســـیب دندان زده ازدســت توافتادبه خــــاک

 

وتـــورفتــی وهنـــوزسالهــــاست

 

که درگـــوش من آرام آرام

 

خش خش گام توتکرارکنان میدهدآزارم

 

ومن اندیشه کــنان

 

غرق این پنــــدارنم

 

که چراباغچه کوچک مــاســـیب نداشت.... .

.

 .

 .

پاسخ

 .

 .

 .

مـــن بــه توخنـــدیدم

 

چــون کــه میدانســـتم

 

توبه چه دلهره ایی ازباغچــه همــسایه

 

ســیب رادزدی

 

پـــدرم ازپـــی توتنددوید

 

ونمـــیدانستی باغــبان باغــچه همسایه

 

پـــدرپـــیرمـــن است.

 

مـــن به توخنـــدیدم

 

تاکـــه باخــنده به تــوپـــاسخ عشق تـــوراخالـــصانه بدهم

 

بـــغض چشـــمان تـــولیـــک

 

لرزه انداخت به دستان من و

 

ســــیب دندان زده ازدســت مــــن افتادبــه خـــاک

 

دل مـــن گفت :بــــرو

 

چون نمیـــخواست بـــه خاطرسپارد

 

گریــــه تلخ تـــورا...

 

ومـــن رفتم وهنوز سالهاست

 

که درذهـــن من آرام آرام

 

حیرت وبغــــض توتکرارکنان

 

میــــدهدآزارام

 

ومــــن اندیشه کنان غرق دراین پندارم

 

کـــه چه میشد

 

اگـــرباغچه خانـــه ی ما

 

ســـــیب نداشـــت!!!!!.....

.

.

وپاسخ زیبای جواد نوروزی به این دو شعر:

در ادامه مطلب....

 

دخترک خندید و

پسرک ماتش برد

که به چه دلهره از باغچه همسایه

سیب را دزدیده

باغبان از پی او تند دوید

به خیالش میخواست

حرمت باغچه و دختر کم سالش را از پسر پس گیرد

غضب آلوده به او غیظی کرد

این وسط من بودم

سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم

من که پیغمبر عشقی معصوم

بین دستان پر از دلهره یک عاشق

و لب و دندان تشنه کشف و پر از پرسش دختر بودم

و به خاک افتادم چون رسولی ناکام

هر دو را بغض ربود

دخترک رفت ولی زیر لب این را گفت:"او یقینا پی معشوق خودش می اید"

پسرک ماند ولی روی لبش

زمزمه بود"مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد"

سالهاست که پوسیده ام آرام آرام

عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز

جسم من تجزیه شد ساده ولی ذراتم همه اندیشه کنان غرق این پندارند

این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت!!!




درباره وبلاگ
با صدایی ناتوان تر زان که بیرون آید از سینه ، راویان قصه های رفته از یادیم.
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
به نظر شما دلیل وضیت نابسامان گروه شیلات نسبت به سایر گروه های آموزشی چیست؟





نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

موبایل

فال حافظ

دانلود

خرید اینترنتی